تبليغاتX
جوونک شرقی
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

برای پایمردان تحکیمی و پلی تکنیکی  و ادواری از شاملو جاوید: 

 « وينان دل به دريا افكنانند ، به پاي دارنده آتش ها ، زنده گاني دوشادوش مرگ ، پيشاپيش مرگ ، هماره زنده از آن سپس كه با مرگ و همواره بدان نام كه زيسته بودند كه تباهي از درگاه بلند خاطرشان شرمسار و سر افكنده ميگذرد ...در برابر تندر میاستند ، خانه را روشن می کنند و میمیرند »

 « جونم قربون حیدر »

این عید را به همه تبریک میگم (این دسته گل تقدیم به همه دوستان) هرچند تلخ ترین ۱۳ رجب زندگیمه . لعنت بر این خوک سفتان که  به نام علی، این چنین جنایت می کنند. مانده ام که چگونه هنوز میترسیم ، مگر جانمان چه ارزشی دارد که ترجیح می دهیم زنده بمانیم در این سگدونی دنیا.  در ذیل بخشی از نامه خانواده های دانشجویان پلی تکنینی به هاشمی شاهرودی را آورده ام که گوشه ای از جنایات رژیم ستم پیشه در حق دانشجویان است. و البته خبر نگران کننده و البته تا حدی موثق دیگری نیز به گوش میرسد که حکایت از آزار های جنسی دانشجویان  در بند دارد.

                                     

«آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و … »

این را هم بخوانید:  “فشار بر دانشجويان بازداشتی برای گرفتن اعتراف”

این روز ها اینقدر مسائل روشن است که نیازی به تحلیل نمی ماند. اما برای دوست گلم محمود عزیز که تحلیل می خواست :

 ببینید به نظر من انجام این شکنجه ها و آزاد کردن تعدادی از بازداشت شدگان و طبیعتن منتقل شدن آنچه در زندان میگذرد به فعالان بیرون توسط این عزیزان ،  هدفی غیر از ایجاد رعب و وحشت ندارد. درست مانند آنچه در ۱۸ تیر ۷۸ اتفاق افتاد .

 از لحاظ شرایط زمانی شباهت بسیاری با سال ۷۸ در دانشگاه دیده میشود. خصوصن آنکه دانشگاه ها به پویایی قابل تحسینی در یکساله اخیر دست یافته اند. وحکومت از این بسیار وحشت دارد که دانشگاه بسیار فعال شود.

تاکتیک اول برخورد های به ظاهر قانونی با دانشگاه بود ، که البته با شکست مواجه شد.   انحلال و تعلیق بیش از ۴۴ تشکل دانشجوی ، احضار بیش ۳۰۰ دانشجو به کمیته های انظباطی، توقیف نشریات دانشجویی و احضار ده ها دانشجو به دادگاه های مختلف  در همین راستا قابل بررسی است. اما از آنجا که این تاکتیک در اکثر دانشگاه ها جواب نداد حکومت دست به دامان تیم امنیتی  بازنشسته سعید امامی شد، تا از روش هایی که در گذشته توسط این تیم انجام شده و  جواب داده ( خصوصن در قائله قتل های زنجیره ای و ۱۸ تیر ) مجددن جهت مرعوب کردن همه فعالان سیاسی و اجتماعی ، استفاده کند.

نحوه شکنجه ها بسیار شبیه رفتار هایی است که با بازداشت شدگان ۱۸تیر صورت گرفته است.

سطح برخورد ها در ۱۸تیر ۷۸ گسترده و همگانی بود ، و این بار نیز همچنان گسترده وهمگانی است. که دستگیری مادر محمد هاشمی و عزت قلندری و ادامه بازداشت خیلی از دانشجویانی که از لحاظ امنیتی و اطلا عاتی ، مهم ارزیابی نمی شوند  ، دقیقن برای ایجاد ترس در جامعه می باشد. گواه دیگر این مدعا دستگیری یک دانشجوی ورودی جدید که به طور اتفاقی در نزدیکی محل تجمع دانشجویان تحکیمی حاضر بوده. که نشان از فراگیر بودن سطح برخورد است.

حمله با یک لشکر از نیرو های امنیتی و انتظامی به دفتر ادوار و ضرب و شتم شدید همه حاضران در دفتر ادوار به روشنی این پیام را دارد ، که برخورد با همه توان و به شدت صورت خواهد گرفت. در حالی که  تسخیر دفتر ادوار نیازی به صد ها نیرو ندارد و نهایتن با ۳۰ نفر به راحتی امکان پذیر است.

نقطه شروع پروژه دانشگاه پلی تکنیک به عنوان پویا ترین و فعال ترین دانشگاه که از این حیث با دانشگاه تهران در سال ۷۸ برابری می کند. اما نقطه پایان آن بدو ن تردید از سطح دانشگاه ها فراتر خواهد رفت. کما اینکه تا کنون نیز این اتفاق افتاده. 

و البته میتوان هدف دیگر برخورد ها را سوق دادن دانشجویان به یک رادیکالیسم غیر منطقی دانست که جدا از کاهش تاثیرگذاری جنبش دانشجویی در سطح جامعه ، برخورد شدید تر با آن را راحت تر می کند.

و البته تمام این مسائل و مسائلی از قبیل ایجاد هدفمندانه بحث  ارتباط تشکل های دانشجویی با پروژه انقلاب مخملین همه و همه تحت مسائل هسته ای قابل تحلیل است. شاید حکومت میخواهد جامعه را به هر قیمتی کاملن تحت کنترل و در اختیار داشته باشد. چرا که از این به بعد هر لحظه امکان به وجود آمدن شرایط فوق العاده حساس که موجودیت جمهوری اسلامی به خطر بیاندازد ، وجود دارد. شاید بتوان گفت این ۷-۸ ماه آتی حساس ترن دوران حیات جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر می باشد. پس طبیعی است که به هر چیز مشکوک باشد. و البته با توجه به نزدیک شدن به روز های خطرناک تر در چند ماه آینده انتظار هر رفتار غیر عقلانی دیگر از حکومت را می توان داشت.

به هر حال تا بازگشایی دانشگاه ها در مهر باید هوشمندانه حرکت کرد. شاید به قول یکی از دوستانم زمان سیلی زدن ما هم برسد. 

( این تحلیل نوشتن من هم حکایت قورباغه ایه که ابو عطا میزنه وقتی آب سر بالا میره. دوستان جسارت مرا ببخشند . سعی میکنم من بعد کمتر تحلیل بنویسم.)

پ.ن:

۱.رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري به رياست قوه قضاييه:جزييات شكنجه دانشجويان دربند پلي تكنيكي

۲.دکتر کدیور: امروز دانشگاه زندان است.

۳.اطلاعيه دوم کميته پي گيري آزادي فعالان دانشجويي/ دعوت از علاقمندان به دموكراسي ؛ عيد ميلاد امام علي با حضور در منزل عبدالله مومني

۴.هنوز همان بابا عبدالله بود.

۵.نامه اعتراضي جمعي از دانشجویان به زندانی بودن بیش از ۲۵ دانشجو

و خبر تکمیلی: گزارش سازمان دیده  بان حقوق بشر : ایران: دانشجویان بازداشت شده با خطر شکنجه مواجه هستند واصل گزارش در اینجا : Iran: End Harassment of Dual-Nationals

والبته حکم انحلال انجمنمون هم صادر شده. مثل پلی تکنیک وعلامه وخیلی جاهای دیگه . این هم بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود در اعتراض به لغو مجوز انجمن و همچنان:

تحکیم زنده است، به کوری چشم دشمنان.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 3:35  توسط علی قلی زاده  |