تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی ها ( جوونک شرقی)
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
اخیرن موج حملات به دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی افزایش یافته . و کاملن مشخص است که تیم امنیتی مستقر در وزارت علوم در پی ضربه زدن به دفتر تحکیم به شیوه جدید می باشد . خصوصن آنکه پس از بازداشت اعضای ارشد مجموعه ، متوجه گشت با برخورد های شدید ، نتیجه عکس می گیرد.

زیاده گویی های جعفری و حاج بابایی در ایسنا و فارس  ، تلاش نافرجام این افراد و مسئولان وزرات برای راه اندازی تحکیم موازی و دست آخر گنده گویی های رضا انصاری در همین راستا قابل بررسی است.

به دوستان در انجمن های مختلف توصیه می کنم با هوشیاری بیشتر این مسائل را دنبال کنند. پاسخ مهدی عربشاهی دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت به انصاری بسیار قاطع و منطقی است که در اینجا میارم :

عبارتها بسیار آشنا بود. لحظه ای چشمان خود را بستم و به چند هفته قبل برگشتم. هنگامی که در اتاق بازجویی بند ۲۰۹ زندان اوین با چشم بند رو به دیوار نشسته بودم. بازجو از پشت سر سخن از ارتباط و خط گرفتن دانشجویان از خارج کشور و بیگانگان می گفت. یا روز آخر بازجویی که با تغییری ناگهانی از ما خواستند تا رفتاری “اعتماد آفرین” در پیش بگیریم. انگار که مقاله را یکی از کارشناسان دانشجویی وزارت اطلاعات نوشته باشد.

رضا انصاری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و یکی از فعالان سابق انجمن دانشگاه تهران در مقاله ای با عنوان “هشدار وزارت اطلاعات را جدی بگیریم” در ارگان رسمی این حزب به تکرار ادعاهای واهی و برچسب های همیشگی نیروهای امنیتی (که در طول ۲٨ سال گذشته همیشه فعالان منتقد و دگراندیش سیاسی، فرهنگی و صنفی را به ارتباط با بیگانه متهم می کنند) پرداخته و حتی گامی هم فراتر از وزیر اطلاعات برداشته و به صراحت این اتهام را متوجه فعالان انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت نموده است.

در ادامه نیز با کمرنگ نمودن تاریخچه طولانی مدت و پر افتخار فعالیت انجمنهای اسلامی در پیش از انقلاب و نادیده گرفتن نقش کسانی چون مهندس مهدی بازرگان که در چشم انداز هویتی و تاریخی این تشکل نقش موسس را ایفا نموده اند، تمام اعتبار این نهاد را ناشی از سالهای نخستین انقلاب و تبعیت بی چون و چرا از خط امامی دیده است که امروز خود و همفکرانش در اعتماد ملی داعیه پرچمداری آن را نموده اند.
پر افتخارترین دوره انجمنها در این مقاله دورانی دانسته شده که “رسالت جهانی بر افراشتن پرچم اسلام در کاخ سفید!!” بر دوش اعضای این تشکل قرار داشته و به مثابه یک گروه فشار در دانشگاهها حتی اجازه سخنرانی به ناطق نوری را هم نمی داده اند.

در ادامه با قلب تاریخ انجنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت از “اختلال در روند حرکت این نهاد پس از ۲ خرداد ۷۶” و “تخریب هویت و فروپاشی تشکیلاتی” آن سخن گفته اند و خواهان “بازگشت به خویشتن” برای “بازیابی اعتبار و منزلت گذشته” و “اعتماد آفرینی” شده اند.

ضربه آخر را نیز به خیال خود آنجا زده اند که گفته اند: “عده ای در گذشته و شاید حال حاضر آگاهانه و برنامه ریزی شده” به دنبال این هستند تا از رهگذر نقد نظام و رهبری به آن سوی مرزها رفته و با بهترین امکانات و رفاه روزگار بگذرانند.

در پاسخ به این مطلب لازم دانستم تا به عنوان یکی از فعالان دانشجویی که از نزدیک با مسایل انجمنها و دفتر تحکیم وحدت آشنا می باشم نکاتی چند را تذکر دهم:

۱- تاریخچه انجمنهای اسلامی به بیش از سی سال قبل از انقلاب بهمن ۵۷ باز می گردد و نه تنها نمی توان این دوران طولانی را نادیده گرفت بلکه به گمان بسیاری از صاحب نظران سازه های هویتی و قوام بخش این تشکل در آن سالها شکل گرفته است. امروز بسیاری از دانشجویان، دوران فعالیت این تشکل در سالهای نخست انقلاب را که به زعم آقای انصاری پر افتخار بوده است را انحرافی از اصول اولیه این تشکل دانشجویی می دانند. روزگاری که انجمنهای اسلامی به عنوان بازوی حاکمیت در دانشگاهها وظیفه تصفیه اساتید و دانشجویان دگراندیش را برعهده داشتند و با تلقی نادرست خود از “امر به معروف و نهی از منکر” نقش چشمگیری در یکدست نمودن فضای اجتماعی و فرهنگی دانشگاهها ایفا می نمودند.

۲- باز هم برخلاف نظر این عضو حزب اعتماد ملی گمان می کنم که سالهای پس از ۲ خرداد ۷۶ را می توان سالهای “بازگشت به خویشتن” دفتر تحکیم وحدت خواند. البته نه آن “خویشتن” که منظور آقای انصاری است (دوره سالهای ۶۰) بلکه بازگشت به آرمانهای اولیه این نهاد دانشجویی که عدالت و آزادی سرفصل اصلی آن بود و اگر هم بتوان منزلت و اعتبار دوره های مختلف دفتر تحکیم وحدت را در میان جامعه سنجید موقعیت اجتماعی دانشجویان فعال در سالهای پس از ۷۶ که دموکراسی و حقوق بشر را به اولویت اصلی خود تبدیل نمودند بسیار فراتر از فعالین سالیان دهه ۶۰ بود که در نقش گروه فشار حتی سخنرانی ناطق نوری را در دانشگاهها بر نمی تافتند.

٣- مشخص نیست که چرا از میان خیل هشدارهای مقامات امنیتی و نظامی در مورد گروههای مختلف و نیز احزاب سیاسی و شخصیتها، تنها باید هشدار وزیر اطلاعات در مورد دانشجویان را جدی گرفت. قطعا اگر حافظه خود را کمی بیشتر به کار بیندازیم هشدارهای زیادی را خواهیم یافت که به طور مستقیم و غیرمستقیم شامل حال اعضای فعلی حزب اعتماد ملی هم بشود. فراموش نکنیم که جدی گرفتن این قبیل هشدارها خواست پرونده سازانی است که همیشه با پررنگ کردن نقش یک دشمن خیالی و توطئه گر تلاش در حذف نیروهای منتقد داشته اند.

۴- به عنوان کسی که در سالیان اخیر در رده های مختلف انجمنها و دفتر تحکیم وحدت حضور داشته ام هیچ موردی را سراغ ندارم که آگاهانه و برنامه ریزی شده به دنبال پل زدن از فعالیتهای دانشجویی خود به آن سوی مرزها بوده باشد.(اگر چه برخی با تکیه به تواناییهای علمی خود برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته اند که این امری کاملا طبیعی است.) یقین دارم که دفتر تحکیم وحدت با تمام نقدهایی که به آن وارد می باشد سالمترین مجموعه دانشجویی حال حاضر کشور است .

۵- به نظر می رسد که هر چه زمان انتخابات مجلس هشتم و موعد ثبت نام کاندیداها و بررسی صلاحیت ها نزدیکتر می شود باید انتظار توبه تعداد بیشتری از اصلاح طلبان سابق را داشت. کسانی که با امید به رافت شورای نگهبان و به دستور سخنگوی این شورا از گذشته خود توبه می نمایند تا شاید راهی برای عبور از سد پولادین نظارت این شورا بیابند. اما این قبیل افراد به این هم بیندیشند که پس از تایید شورای نگهبان مرحله دیگری هم در راه است که در آن باید مقبولیت خود را به سنجش افکار عمومی بگذارند. با مسیری که این آقایان در پیش گرفته اند به نظر نمی رسد که حتی با گذشتن از مرحله نخست، شانس چندانی برای ورود به مجلس داشته باشند و بهتر است تا دیر نشده راه مناسب تری برای فرایند کسب صلاحیت خود بیابند و سعی ننمایند که از طریق تهمت زدن به دانشجویان و برخی احزابی که آنها را تندرو می خوانند “اعتماد آفرینی” کنند.

پ.ن: احمد و احسان و مجید را فراموش نکنید .

و دست آخر باز هم باید گفت :

تحکیم زنده است به کوری چشم دشمنان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:30  توسط علی قلی زاده  | 

برای پایمردان تحکیمی و پلی تکنیکی  و ادواری از شاملو جاوید: 

 « وينان دل به دريا افكنانند ، به پاي دارنده آتش ها ، زنده گاني دوشادوش مرگ ، پيشاپيش مرگ ، هماره زنده از آن سپس كه با مرگ و همواره بدان نام كه زيسته بودند كه تباهي از درگاه بلند خاطرشان شرمسار و سر افكنده ميگذرد ...در برابر تندر میاستند ، خانه را روشن می کنند و میمیرند »

 « جونم قربون حیدر »

این عید را به همه تبریک میگم (این دسته گل تقدیم به همه دوستان) هرچند تلخ ترین ۱۳ رجب زندگیمه . لعنت بر این خوک سفتان که  به نام علی، این چنین جنایت می کنند. مانده ام که چگونه هنوز میترسیم ، مگر جانمان چه ارزشی دارد که ترجیح می دهیم زنده بمانیم در این سگدونی دنیا.  در ذیل بخشی از نامه خانواده های دانشجویان پلی تکنینی به هاشمی شاهرودی را آورده ام که گوشه ای از جنایات رژیم ستم پیشه در حق دانشجویان است. و البته خبر نگران کننده و البته تا حدی موثق دیگری نیز به گوش میرسد که حکایت از آزار های جنسی دانشجویان  در بند دارد.

                                     

«آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و … »

این را هم بخوانید:  “فشار بر دانشجويان بازداشتی برای گرفتن اعتراف”

این روز ها اینقدر مسائل روشن است که نیازی به تحلیل نمی ماند. اما برای دوست گلم محمود عزیز که تحلیل می خواست :

 ببینید به نظر من انجام این شکنجه ها و آزاد کردن تعدادی از بازداشت شدگان و طبیعتن منتقل شدن آنچه در زندان میگذرد به فعالان بیرون توسط این عزیزان ،  هدفی غیر از ایجاد رعب و وحشت ندارد. درست مانند آنچه در ۱۸ تیر ۷۸ اتفاق افتاد .

 از لحاظ شرایط زمانی شباهت بسیاری با سال ۷۸ در دانشگاه دیده میشود. خصوصن آنکه دانشگاه ها به پویایی قابل تحسینی در یکساله اخیر دست یافته اند. وحکومت از این بسیار وحشت دارد که دانشگاه بسیار فعال شود.

تاکتیک اول برخورد های به ظاهر قانونی با دانشگاه بود ، که البته با شکست مواجه شد.   انحلال و تعلیق بیش از ۴۴ تشکل دانشجوی ، احضار بیش ۳۰۰ دانشجو به کمیته های انظباطی، توقیف نشریات دانشجویی و احضار ده ها دانشجو به دادگاه های مختلف  در همین راستا قابل بررسی است. اما از آنجا که این تاکتیک در اکثر دانشگاه ها جواب نداد حکومت دست به دامان تیم امنیتی  بازنشسته سعید امامی شد، تا از روش هایی که در گذشته توسط این تیم انجام شده و  جواب داده ( خصوصن در قائله قتل های زنجیره ای و ۱۸ تیر ) مجددن جهت مرعوب کردن همه فعالان سیاسی و اجتماعی ، استفاده کند.

نحوه شکنجه ها بسیار شبیه رفتار هایی است که با بازداشت شدگان ۱۸تیر صورت گرفته است.

سطح برخورد ها در ۱۸تیر ۷۸ گسترده و همگانی بود ، و این بار نیز همچنان گسترده وهمگانی است. که دستگیری مادر محمد هاشمی و عزت قلندری و ادامه بازداشت خیلی از دانشجویانی که از لحاظ امنیتی و اطلا عاتی ، مهم ارزیابی نمی شوند  ، دقیقن برای ایجاد ترس در جامعه می باشد. گواه دیگر این مدعا دستگیری یک دانشجوی ورودی جدید که به طور اتفاقی در نزدیکی محل تجمع دانشجویان تحکیمی حاضر بوده. که نشان از فراگیر بودن سطح برخورد است.

حمله با یک لشکر از نیرو های امنیتی و انتظامی به دفتر ادوار و ضرب و شتم شدید همه حاضران در دفتر ادوار به روشنی این پیام را دارد ، که برخورد با همه توان و به شدت صورت خواهد گرفت. در حالی که  تسخیر دفتر ادوار نیازی به صد ها نیرو ندارد و نهایتن با ۳۰ نفر به راحتی امکان پذیر است.

نقطه شروع پروژه دانشگاه پلی تکنیک به عنوان پویا ترین و فعال ترین دانشگاه که از این حیث با دانشگاه تهران در سال ۷۸ برابری می کند. اما نقطه پایان آن بدو ن تردید از سطح دانشگاه ها فراتر خواهد رفت. کما اینکه تا کنون نیز این اتفاق افتاده. 

و البته میتوان هدف دیگر برخورد ها را سوق دادن دانشجویان به یک رادیکالیسم غیر منطقی دانست که جدا از کاهش تاثیرگذاری جنبش دانشجویی در سطح جامعه ، برخورد شدید تر با آن را راحت تر می کند.

و البته تمام این مسائل و مسائلی از قبیل ایجاد هدفمندانه بحث  ارتباط تشکل های دانشجویی با پروژه انقلاب مخملین همه و همه تحت مسائل هسته ای قابل تحلیل است. شاید حکومت میخواهد جامعه را به هر قیمتی کاملن تحت کنترل و در اختیار داشته باشد. چرا که از این به بعد هر لحظه امکان به وجود آمدن شرایط فوق العاده حساس که موجودیت جمهوری اسلامی به خطر بیاندازد ، وجود دارد. شاید بتوان گفت این ۷-۸ ماه آتی حساس ترن دوران حیات جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر می باشد. پس طبیعی است که به هر چیز مشکوک باشد. و البته با توجه به نزدیک شدن به روز های خطرناک تر در چند ماه آینده انتظار هر رفتار غیر عقلانی دیگر از حکومت را می توان داشت.

به هر حال تا بازگشایی دانشگاه ها در مهر باید هوشمندانه حرکت کرد. شاید به قول یکی از دوستانم زمان سیلی زدن ما هم برسد. 

( این تحلیل نوشتن من هم حکایت قورباغه ایه که ابو عطا میزنه وقتی آب سر بالا میره. دوستان جسارت مرا ببخشند . سعی میکنم من بعد کمتر تحلیل بنویسم.)

پ.ن:

۱.رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري به رياست قوه قضاييه:جزييات شكنجه دانشجويان دربند پلي تكنيكي

۲.دکتر کدیور: امروز دانشگاه زندان است.

۳.اطلاعيه دوم کميته پي گيري آزادي فعالان دانشجويي/ دعوت از علاقمندان به دموكراسي ؛ عيد ميلاد امام علي با حضور در منزل عبدالله مومني

۴.هنوز همان بابا عبدالله بود.

۵.نامه اعتراضي جمعي از دانشجویان به زندانی بودن بیش از ۲۵ دانشجو

و خبر تکمیلی: گزارش سازمان دیده  بان حقوق بشر : ایران: دانشجویان بازداشت شده با خطر شکنجه مواجه هستند واصل گزارش در اینجا : Iran: End Harassment of Dual-Nationals

والبته حکم انحلال انجمنمون هم صادر شده. مثل پلی تکنیک وعلامه وخیلی جاهای دیگه . این هم بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود در اعتراض به لغو مجوز انجمن و همچنان:

تحکیم زنده است، به کوری چشم دشمنان.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 3:35  توسط علی قلی زاده  | 

بعد از مدت ها یک خبر خوش:

مجید شیخ پور، مقداد خلیل پور و پویان محمودیان به قید وثیقه آزاد شدند.

 

برای علی صابری و عباس حکیم زاده نیز قرار وثیقه  ۷۰میلیونی صادر شده و به احتمال زیاد تا پایان امروز ازاد خواهند شد.

به امید آزادی همه تحکیمی ها و همه زندانیان سیاسی وعقیدتی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 16:53  توسط علی قلی زاده  | 

یاران در بند 2ساعت ۷ صبح یک پیام کوتاه اومد ، قبل از اینکه باز کنم و بخونمش گوشی رو  خاموش کردم ساعت حول وحوش ۹.۵-۱۰ بو د که بیدار شدم گوشی رو روشن کردم. بله ،خبر دستگیری بچه ها بود . دستگیری شورای مرکزی تحکیم همیشه زندمون.پیام سر صبح مال ارش خاندل بود و البته چند تا دیگه. بلافاصله به بچه ها زنک زدم ، وحید عابدینی و چند نفر دیگه.

بعد به آرش زنگ زدم داشتم با  آرش صحبت می کردم که میگفت این اطراف پر از ماموره، من گفتم الان دارم راه میفتم  میام اونجا. داشتیم صحبت میکردیم که گفت :«  اِ اِ دارن درو میشکنن میان تو...» تلفن قطع و بعد هم خاموش شد.و...

از پلی تکنییکی ها ، از عباس ، تو این درگیری ها نباید یادمون بره.

این حوادث مصادف شده با برخورد دانشگاه با انجمنمون. احتمالن ما سال دیگه باید راه پلی تکنیک و علامه رو ادامه بدیم.

به یاد سه تا علی های دوست داشتنی در بند ، به یاد محمد و بهاره با پرستیژ ، به یاد رفیق مرتضا و عبد الله، به یاد آرش ، به یاد عباس و  مقداد و مجید و احمد. به یاد مجتبا داغدار و به یاد همه تحکیمی ها .

تحکیم زنده است، به کوری چشم دشمنان.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 2:5  توسط علی قلی زاده  | 

                 به راستی هار شده اند. ياران در بند

ساعت ۱۱.۵ شب به منزل پدری علی صابری و عباس حکیم زاده حمله کردن و تمام وسایل شخصیشونو   با خودشون بردن. از کتاب و آرشیو مجلات گرفته تا کیس کامپیوتر شخصی !

این رفتار ها نشون میده واقعن هار شدن. دیگه چشم بسته پاچه می گیرن.

دیروز هم دو تاشونو به تهران منتقل کردن.

دو روز قبل از دستگیری علی٬ مشهد با هم بودیم. از این میگفت که ترم آخرشه و غیر قانونی تعلیق شده . چون طبق ایین نامه کمیته انضباطی ٬ وقتی دوسوم ترم گذشته باشه ٬ حکم تعلیق از ترم بعد اجرا میشه. ولی این ...ها که قانون حالیشون نیست.

هم علی و هم عباس این ترم باید خلاص بشن از این کثافتخونه دانشگاه. برای همین اومده بودن مشهد تا از درگیری ها دور باشن شاید بتونن پایان ترم امتحان بدن. برای خودمون چیزی نمتونم بگم جز:

               و العصر. ان الا انسان لفی خسر .

               الا الذین آمنو و عملوا الصالحات.

          و تواصعو بالحق و تواصعو بالصبر .

و به این فاشیست ها هم: 

از این که قدرت دارینو هر کاری که بخواین می کنین٬ خوشحال نباشین که

                   این عو عو سگان شما نیز بگذرد.

 این وعده و سنت الهیست که هیچ ظلمی پایدار نخواهد بود.

 و خبرهاي مربوط به اين فاجعه:

۱.دو دانشجوي دانشگاه اميركبير بازداشت شدند

۲.موضع گيري من در ايلنا:سناريوسازان اميركبير از پرداخت هيچ هزينه‌‏اي ابا ندارند

۳.انجمن‌‏هاي اسلامي دانشگاه‌‏هاي مشهد خواستار آزادي دانشجويان دانشگاه اميركبير شدند

۴.علي نيكونسبتي: مسؤولان وزارت علوم تاكنون 41 تشكل دانشجويي منتقد را منحل كرده‌‏اند

۵.آيت‌‏الله‌‏ منتظري: طبق نص صريح قرآن تمام افراد نسبت به همه مسائل جامعه حق اظهار نظر دارند

۶.انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد خواستار مساعدت آيت الله صانعي براي آزادي دانشجويان شد

۷.دانشجويان اميركبير در اعتراض به ادامه بازداشت هم‌‏دانشگاهيان خود تجمع كردند

۸.خانواده‌‏هاي دانشجويان بازداشت‌‏شده دانشگاه اميركبير خواهان رسيدگي عادلانه به پرونده فرزندانشان هستند

۹.محمدعلي دادخواه وكالت دو دانشجوي بازداشت‌‏شده دانشگاه اميركبير را بر عهده گرفت

۱۰.شخصي به نام حكيم‌‏زاده نداريم(!)

 ويك خبراز انجمنمون :

 سرنوشت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود هنوز در هاله‌‏اي از ابهام قرار دارد

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود درگذشت ورجاوند و آيت الله حسن قمي را تسليت گفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 15:20  توسط علی قلی زاده  | 

مدتی بود که وبلاگم ( جوونک شرقی ) مشمول فیلترینگ دولت کریمه شده بود ومن قصد داشتم آدرس وبلاگم رو عوض کنم ، اما متاسفانه حتا یک روز فرصت نداشتم که یه پست جدید بذارم و به دوستان بگم که لینکم رو عوض کنن. حقیقت امر اینجاست که در این مورد درگیر بقا بودیم! وباید اعتراف کنم که سیاست تیم امنیتی دولت ( متشکل از حسینیان ، پورمحمدی ، هرندی ، اژه ای و شریعتمداری ) کارگر افتاد ودر زمانی  که سعی می کردیم برنامه هایی رو سازماندهی کنیم ، چنان در جای جای کشور در دانشگاه ها برامون مشکل به وجود آوردن که فقط سرمون گرم خودمون شده.

 هنوز چند روزی از ختم به خیر شدن غائله مازندران نگذشته بود که پروژه کثیف امیر کبیر کلید خورد و بعد هم مشکلات در دانشگاه خودمون گریبانمون رو گرفت.

خوب این درگیری ها هم شیرینی خاص خودشو داره! اتحاد بینمون روبیشتر می کنه و ما رو به قوی تر کردن تشکیلاتمون تو دانشگاه بیشتر ترغیب می کنه. خوب این روزها هم هر طور باشه میگذره ، وباید گفت با شرایطی که کشور داره باید خودمونو برای شرایط خیلی سخت تری آماده کنیم.

به هر حال این چند روزی که اومدم مشهد درس بخونم فرصت خوبیه تا خونه تکونی کنم.

نمی خوام این شروع کار تو خونه جدیدم رو آلوده به مسائل روز بکنم، فقط باید به یک مسئله اشاره کنم : این روزها شبکه های مختلف سیمای ضرغامی فیلم مستند شبکه المنار در مورد زندگی آیت الله خمینی رو پخش می کنن که در خیلی از موارد بیشتر به یک تاریخ سازی رندانه شبیه تا یک مستند.

من فقط می خوام به اون قسمت از سریال که داستان استعفای شجاع الفقها حضرت آیت الله العظمی منتظری بوسیله شیخ معلوم الحال دری نجف ابادی نقل می کنه،  اشاره کنم . برای اینکه با اصل قضیه که فصل مهمی از تاریخ معاصر کشوره ، آشنا بشین ، پیشنهاد میکنم به لینک های زیر یه سری بزنین:

۱.‏تحليل و ريشه يابى مستند حادثه تلخ عزل آيت الله منتظرى فقیه عالیقدر

۲.تاكيد بر پرهيز از اعدام زنان و دختران

۳.اعتراض به اعدامها

۴.مصاحبه سيد مهدي هاشمی و چگونگي اقارير و اعترافات 

و همه اینا از سایت هواداران قالیبافه. حتمن بهش سر بزنین ، این قالیباف خیلی از کودتای ۲۷ خرداد شاکیه و در کوبیدنه احمدی نژاد  کم نمیذاره :

-متن کامل گزارش البرادعی درباره فعالیت هسته‌یی ایران

-حسن بیادی؛ بدحجاب ها مثل طاعون هستند و شفای بیادی در کنسرت خیابانی جاز در بلژیک

-مرد پیش بینی نا پذیر!

-مداحی برای مادر زن !

-غیر اخلاقی ترین وعده انتخاباتی توسط کاندیدای برهنه سنای بلژیک

-هاله نورانی قالیباف و احمدی نژاد ! 

و  برخی اخبار از نقض گسترده حقوق بشر در ایران:

۱.پرونده انتخابات انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود به هيات منصفه دانشگاه ارجاع شد و دو عضو انجمن اسلامي به خوابگاه ممنوع‌‏الورود شدند ۰ (اولین حکم ممنوع الورودی برای من)

۲.درگيری خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران، کانون زنان ايران

۳.كميته انضباطي دانشگاه امير كبير براي 17 دانشجوي اين دانشگاه حكم انضباطي صادر كرد

۴.مسوول روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت: برخوردهاي غيرقانوني با فعالان دانشجويي شدت يافته است  ( برخورد با مخالفان را نيز بايد بر مضرات سفرهاي استاني افزود )

۵.صدور حكم براي چند فعال دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي

۶.نشريه «درنگ» دانشگاه خواجه نصیر شش ماه توقيف موقت و نشريه «داروك» توبيخ كتبي شد

و همرزمان پلی تکنیکیمان برای آزادی دانشجویان در بند به هاشمی شاهرودی نامه نوشتند. ( با آرزوی آزادی هر چه سریع تر دوست عزیزم پویان محمودیان ، که در حل  پرونده شکایت سپاه شاهرود از من بدون هیچ گونه شناخت اولیه کمکم کرد.)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3:21  توسط علی قلی زاده  |